تبلیغات
دانشنامه علوم تجربی - داستان صورتحساب
 
دانشنامه علوم تجربی
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را
درباره وبلاگ


با عرض سلام
من محمود دره زرشكی دبیر علوم تجربی ناحیه 2 استان یزد هستم وبه شما خوش آمد می گویم . این وبلاگ جهت یادگیری آسان علوم دوره راهنمایی طراحی شده و شامل مطالب علمی و خلاصه درسها و نمونه سوالات مختلف می باشد. امیدوارم برای همه ی كاربران گرامی مفید واقع شود. منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده تان هستیم .

مدیر وبلاگ : محمود دره زرشكی
نظرسنجی
كیفیت مطالب و عملكرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می كنید ؟








چهارشنبه 25 اسفند 1389 :: نویسنده : محمود دره زرشكی

روزی روزگاری پسرک فقیری زندگی می کرد که برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می کرد. از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.

روزی متوجه شد که تنها یک سکه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود که شدیداً احساس گرسنگی می کرد. تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا کند.

بطور اتفاقی در خانه ای را زد. دختر كوچكی در را باز کرد. پسرک از آن دختر بچه تقاضای غذا كرد و آن دختر...............

    به ادامه داستان بروید

دختر که متوجه گرسنگی شدید پسرک شده بود و برایش یک لیوان بزرگ شیر آورد. پسر به  آهستگی شیر را سر کشید و گفت: «چقدر باید به شما بپردازم؟ ».

دختر پاسخ داد: «چیزی نباید بپردازی. مادر م به من آموخته که در ازای نیکی  به دیگران چیزی را طلب نكنم .

پسرک گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری می کنم»
و از آنجا دور شد .

سالها بعد دختر جوان به شدت بیمار شد. پزشکان محلی از درمان بیماری او اظهار عجز نمودند و او را برای ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بیمارستانی مجهز، متخصصین نسبت به درمان او اقدام کنند.
دکتر هوارد کلی، جهت بررسی وضعیت بیمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد. هنگامیکه متوجه شد بیمارش از چه شهری به آنجا آمده برق عجیبی در چشمانش درخشید. بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بیمار حرکت کرد. لباس پزشکی اش را بر تن کرد و برای دیدن مریضش وارد اطاق شد. در اولین نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر برای نجات جان بیمارش اقدام کند. از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از یک تلاش طولانی علیه بیماری، موفق شد بیماری آن زن را درمان كند.

آخرین روز بستری شدن زن در بیمارستان بود. به درخواست دکتر هزینه درمان زن جهت تائید نزد او برده شد. گوشه صورتحساب چیزی نوشت. آنرا درون پاکتی گذاشت و برای زن ارسال نمود.

در ابتدا زن از باز کردن پاکت و دیدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت. مطمئن بود که باید تمام عمر را بدهکار باشد. سرانجام تصمیم گرفت و پاکت را باز کرد. چیزی توجه اش را جلب کرد. چند کلمه ای روی قبض نوشته شده بود. آهسته آنرا خواند:

«بهای این صورتحساب قبلاً با یک لیوان شیر پرداخت شده است»





نوع مطلب : داستانها و حکایتهای پند آموز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 شهریور 1396 09:55 ب.ظ
It's really a great and helpful piece of information. I am glad that you shared this
helpful info with us. Please stay us informed like this.
Thanks for sharing.
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:37 ب.ظ
This is really interesting, You are a very skilled blogger.
I have joined your rss feed and look forward to seeking more of
your great post. Also, I've shared your web site in my social networks!
دوشنبه 1 خرداد 1396 11:31 ب.ظ
Nice blog here! Additionally your web site so much up fast!
What host are you using? Can I am getting
your associate hyperlink on your host? I wish my website loaded up as
quickly as yours lol
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 10:56 ق.ظ
This piece of writing is actually a pleasant one it helps new net people,
who are wishing for blogging.
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 06:38 ق.ظ
I like the valuable info you provide for your articles.
I'll bookmark your weblog and check again right here regularly.
I am quite sure I'll be informed many new stuff proper right
here! Good luck for the next!
جمعه 25 فروردین 1396 08:19 ق.ظ
I like the valuable information you provide in your articles.
I will bookmark your blog and check again here regularly.
I'm quite certain I will learn many new stuff right here!
Best of luck for the next!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:14 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I
could add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.

I've been looking for a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have
some experience with something like this. Please let me know if you run into anything.
I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
چهارشنبه 16 فروردین 1396 06:54 ب.ظ
Wow, that's what I was exploring for, what a material!
existing here at this web site, thanks admin of this web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد تقویم

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت