تبلیغات
دانشنامه علوم تجربی - معجزات علمی قرآن
 
دانشنامه علوم تجربی
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را
درباره وبلاگ


با عرض سلام
من محمود دره زرشكی دبیر علوم تجربی ناحیه 2 استان یزد هستم وبه شما خوش آمد می گویم . این وبلاگ جهت یادگیری آسان علوم دوره راهنمایی طراحی شده و شامل مطالب علمی و خلاصه درسها و نمونه سوالات مختلف می باشد. امیدوارم برای همه ی كاربران گرامی مفید واقع شود. منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده تان هستیم .

مدیر وبلاگ : محمود دره زرشكی
نظرسنجی
كیفیت مطالب و عملكرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می كنید ؟








چهارشنبه 10 خرداد 1391 :: نویسنده : محمود دره زرشكی

باعرض سلام و خسته نباشید 

مطلبی رو از سایت گروه آموزشی استان مازندران خوندم که بنظرم جالب اومد.  گاهی ما آدما اصالت خودمونو از یاد می بریم در چنین مواردی بد نیست که یه کمی به چگونگی خلقت عالم و عظمت خداوند فکر کنیم تا یادمون بیاد که بنده ی خداوند بزرگ هستیم همان خدایی که اینهمه شگفتی رو خلق کرده . پس بیایید باخوندن مطالب این قسمت کمی بیشتر بیندیشیم. برای مشاهده ی این شگفتیها به ادامه مطلب بروید

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

این هستی بزرگ و حیرت آور که حدی جلودار آن نیست کنکجکاوی انسان را در هر زمانی برانگیخته است. انسان می خواست و میخواهد بداند این هستی چگونه پدیدار شد و کجا و چه وقت به پایان میرسد و چه قوانینی در بین نظام دقیق آن حکم فرماست.

دانشمندان بسیاری در طول دوره های طولانی تحقیقات زیادی راجع به این موضوع انجام داده اند و نظریه های بسیاری در این باره ارائه شده است . در قرن 19اندیشه ی غالب این بود که هستی انتهایی ندارد و از موادی تشکیل شده که از ازل وجود داشته و تا ابد باقی می ماند.

این فکر نظر اصلی فلسفه ی مادی را تشکیل می داد  که از ازلی و ابدی بودن وجود دفاع می کرد و در همان هنگام، بودن خالقی برای این هستی را انکار می کرد.

فلسفه ی مادی فلسفه ای است که ماده را وجود مطلق می پندارد و هیچ چیز را جز این نمی پذیرد.

این فلسفه که در تارخ متداوم بوده از زمان یونانیان وجود داشته و در قرن 19 قوی شده و شهرت یافت و به فلسفه ی مادی کارل مارکس منجر گردید.

http://almez.pntic.mec.es/~jmac0005/ESO_Geo/TIERRA/Fotos/bigbang.JPG

مادی گرایان در فلسفه ی الحادی مهمترین فلسفه را هستی بی نهایت در نظر گرفتند. برای مثال فیلسوف مادی جورج بولیدز را می بینیم که در کتابش – مبادی اولیه برای فلسفه – می گوید هستی چیزی خلق شده نیست …واگر هستی مخلوق باشد پس ضروری است که از طرف خدا در یک لحطه آفریده شده باشد.

وقتی که بولیدز ظهور هستی و خلق شدنش را بر اساس همان نظریه ی هستی بی نهایت و ساکن که در قرن نوزده غالب بوده انکار می کند، چنین تصوری را داشته که نظریه ای را در حال ارائه دادن است که علم هم  آن را ثابت کرده است. ولی تکنولوژی و علم در قرن بیست توسعه ی بسیاری یافتند و نظریه ی هستی ساکن را نابود کردند و آن را از ریشه در آوردند و حال که ما در قرن 21 هستیم میدانیم که هستی بدایتی داشته است.

ما میدانیم هستی در نتیجه انفجاری عظیم خلق شده که فیزیک جدید آن را با مشاهده ها و حساب و کتاب ها وتجربه های بسیار ثابت کرده است.

http://astroph.persiangig.com/sahabkhrchang.jpeg

و امروزه این حقیقت توسط تمام اقشار علم مورد قبول  واقع شده واین اکتشافات در واقع انقلابی در علم محسوب می شود.

در سال 1929 دانشمند اختر شناس آمریکایی هابل در رصد خانه اش به اکتشافاتی دست یافت که که از مهمترین اکتشافات تاریخ بود.

هنگامی که او با تلسکوپی عظیم در آسمان دقت میکرده است، متوجه می شود که ستاره ها نور قرمزی را می فرستند که به طور فرضی با دوری ستاره متناسب است و این بدان معنا بود که آن ستاره از ما دور می شود .

در مشاهدات هابل طیف های ستارگان به سمت رنگ قرمز متمایل می شدند واین بدین معنی بود که ستارگان به طور دائم از ما در حال دور شدن هستند و این کشف صدایی گسترده در علم پدید آورد.

هابل چیز مهم دیگری را نیز کشف کرد و آن این بود که ستارگان و کهکشان ها تنها از ما دور نمی شوند بلکه در بین خود نیز در حال دور شدن هستند پس در این هستی که اشیا در حال دوری ازیکدیگر هستند فقط میتوانیم به این نتیجه برسیم که هستی توسعه و امتداد می یابد.

هستی هر چه توسعه بیابد فاصله ی اشیا هم از هم بیشتر و بیشتر می شود و این حقیقت قبل از هابل هم کشف شده است. در واقع آلبرت انشتین که از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم به حساب می آید با حساب و کتاب هایی که در فیزیک نظری به دست آورده بود به نتیجه می رسد که هستی نمی تواند ساکن باشد ولی به دلیل این که با تفکر هستی ساکن مخالفت نکند که در آن موقع  تفکر غالب بوده اکتشاف خودش را کنار گذاشت. بعد گفت که این رفتارش بزرگترین اشتباهی بوده که مرتکب شده است.

حال میخواهیم بدانیم هستی در حال گسترش است یعنی چه؟

تا وقتی که هستی ما در حال گسترده شدن است پس ما اگر به عقب برگردیم به عنوان نتیجه ای منظقی به این حقیقت دست می یابیم که هستی از یک نقطه آغاز تشکیل شده و محاسبه ها نشان داده تمام جسمی که از هستی پدیدار شده در این نقطه متمرکز شده بوده که حجمی معادل صفر داشته . تمام هستی از انفجار این این نقطه پدیدار شده است.

به این انفجار که بدایت هستی را تشکیل داده انفجار بزرگ  و به این نظریه ، نظریه ی انفجار بزرگ گفته می شود.

حقیقت این است که گفتن از حجمی معادل صفر گفته ای نظری است که علم برای این که بتواند مفهوم عدم و نیستی را تعریف کند _که از خیال انسان فراتر است_ از تعبیر نقطه با حجم صفر استفاده می کند. در واقع مفهوم نقطه ای با حجم صفر یعنی همان نیستی یعنی این که هستی از نیست آفریده شده است.

این حقیقت بسیار بزرگ که علم در اواخر این قرن به آن رسیده، بیش از 14 قرن پیش به وسیله ی قرآن به ما بیان شده است.

« وَالسَّمَاء بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم و بى‏گمان ما [آسمان] را گستردیم (47) الذاریات »

نظریه ی انفجار بزرگ نشان داد که مواد موجود در هستی در کنار هم بودند سپس از هم گسسته شدند و این حقیقت را قرآن 14 قرن پیش زمانی که آگاهی های انسان از هستی بسیار کم بوده این گونه  بیان کرده:

« أَوَلَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلَا یُؤْمِنُونَ

آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده‏اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى‏آورند (30) الانبیاء »

دانشمندان اخترشناسی که به فلسفه ی مادی معتقد بودند ، در برابر نظریه ی انفجار بزرگ مقاومت کردند و سعی کردند اندیشه ی هستی بی نهایت و ازلی را پایدار نگه دارند، اما نتوانستند.

رادینگتون یکی از فیزیکدانان مادی گرا می گوید: این نظریه که طبیعت ناگهانی ظهور کرده به نظرم شرم آور است.

فرد هویل – دانشمند انگلیسی- بیشتر از دانشمندان دیگر از نظریه ی انفجار بزرگ عصبی شد. او کسی بود که نظریه ی هستی مستقر و ساکن را ارئه داد. نظریه ای که شبیه نظریه های غالب در قرن نوزده بود و دقیقا مخالف نظریه ی انفجار بزرگ بود.

طرفداران این نظریه مدت زمانی طولانی در برابر نظریه ی انفجار بزرگ مقاومت کردند، ولی علم برضد آن ها عمل کرد.

در سال 1948جورج گامو گفت: اگر انفجار بزرگی وجود داشته پس ضروری است این انفجار تشعشعات نوری را از پس خود بر جای گذارد و نیز گفت که باید این تشعشعات در تمام نواحی هستی به طور مساوی وجود داشته باشد.

این گفته خیلی زود ثابت شد.

در سال 1965 دو دانشمند به نام های “آرونو پنزیاس” و “رابرت ویلسون” این تشعشعات را هنگام یکی از آزمایشات خود کشف کردند و نام دورنمای انرژی تابشی (شعاع های هستی)  را برآن گذاشتند. زیرا مصدر آن زمین نبوده، بلکه در تمام هستی منتشر شده  و نیز دریافتند که این تشعشعات، تشعشعات بازمانده از دوره های اولیه ی انفجار بزرگ بوده است. این کشف سبب شد که هر دو جایزه ی نوبل را دریافت نمایند.

در سال 1989 سازمان ناسای آمریکا ماهواره ای را برای به دست آوردن اطلاعت در مورد همین پرتوهای هستی به فضا فرستاد. این ماهواره که بر آن نام کوب را گذاشتند، دارای دستگاه های به روز و حساسی بود و برای اندازه گیری تنها 8 دقیقه  زمان نیاز داشت تا حرف “پنزیاس” و “ویلسون” را اثبات و تشعشعات باقی مانده از انفجار بزرگ را کشف کند.

این کشف (که به آن بزرگترین کشف آسمانی در طول قرن ها  گفته شد) برهان و دلیلی بزرگ و واضح بر وقوع انفجار بزرگ بود.

دلیل مهم دیگر (درمورد وقوع انفجار بزرگ) مقدار هیدروژن و هلیم موجود در هستی است. در واقع مشخص شده که نسبت این دو گاز در حال حاضر با نسبتی که باید از آنها (با توجه به زمان فرضی سپری شده از انفجار بزرگ) وجود داشته باشد تطابق می کند.

دلیل دیگر بر وقوع انفجار بزرگ، وجود هیدروژن است. چرا که اگر هستی بدایتی نداشت، می بابیست تمام هیدروژن به هیلیم می سوخت.

تمام این دلایل واضح منجر به قبول عمومی نظریه ی انفجار بزرگ شد.

“فرد هویل” و “دنیس سیاما” که از نظریه هستی مستقر برای سالها دفاع کردند، درشرایط سختی افتاده بودند که از طریق تایید خود “سیاما” از نظریه ی انفجار بزرگ می توانیم آن را بفهمیم :

از نظریه ی هستی مستقر برای این که صحیح بوده دفاع نکردم، بلکه به دلیل “رغبت خودم برای صحیح بودنش” از آن دفاع کردم. اما بعد از این که دلایل تراکم مشخص شد برای ما نیز تبیین گشت که بازی تمام شده و باید نظریه ی هستی مستقر را رها کرد.

پروفوسور جورج آبل از دانشگاه کالیفرنیا به پیروزی نهایی نظریه ی انفجار بزرگ اشاره می کند و می گوید:

دلایل موجود در حال حاضر به این نکته اشاره می کند که هستی میلیارد ها سال قبل، از انفجار بزرگی نشأت گرفته است. به همین دلیل دیگر برای ما چاره ای نمانده جز قبول “نظریه ی انفجار بزرگ”.

با پیروزی این نظریه  مفهوم ماده ی ازلی از بین رفت و مفهومی که اساس نظریه ی مادی را تشکیل می داد  به جزئی از تاریخ پیوست .

اما سوال این است که چه چیزی قبل از انفجار بزرگ وجود داشته و چه کسی است که هستی را از نیستی آفریده است؟

 بدون شک این سوال حقیقتی فلسفی را به ذهن انسان می آورد، همانگونه که “ادینگتون” در مورد آن گفت که حقیقتی شرم آور برای یاران فلسفه ی مادی بوده، زیرا که به وجود خالقی برای این هستی اشاره می کند.

فیلسوف ملحد معروف “انتونی فلو” در این باره می گوید :

اعتراف از جهت نفسانی به نفع انسان است، و من اعتراف می کنم که قطعا انفجار بزرگ چیزی بسیار شرم آور برای ملحدان بوده است. زیرا که علم، اندیشه ای را اثبات کرد که کتاب های دینی از آن دفاع می کردند. این اندیشه که هستی بدایتی داشته است.

خدا را باور کن (عجایب پس از انفجار)

 

جورج گرین اشتاین می نویسد: هر بار که در دلایل دقت کردیم همواره با همان حقیقت رو به رو شدیم ، و آن این است که نیرویی فراتر از طبیعت در  پیدایش این هستی دخالت داشته است.

به استثنای کسانی که به الحاد به شکلی کورکورانه متمسک هستند، دانشمندان اکنون این را می پذیرند که هستی خالقی دارد، با قدرتی پایان ناپذیر. خالقی که هم ماده  و هم زمان را آفرید و از هر دوی آن ها منزه است (به عبارتی دیگر از زمان و مکان منزه است).

فیزیک دان آمریکایی هوگ روس می گوید: اگر ماده و زمان با هم در نتیجه ی انفجار بزرگی پیدا شده باشند پس بر به وجود آورنده ی زمان و مکان لازم است که مستقل از آن دو باشد، و این به ما نشان می دهد که خالق، از همه ی ابعاد و اندازه گیری ها فراتر است.

انفجار بزرگ با فرو پاشی نقطه ای آغاز شد که ماده در آن متمرکز شده بود، آن هم با سرعتی بسیار زیاد. این ماده همه جا گسترده شد و کهکشان ها، ستارگان، خورشید، دنیا  و تمام اجرام آسمانی را به صورت متوازن و دارای نظامی زیبا آفرید. علاوه بر این قوانینی شکل گرفت که انسان آن قوانین را فیزیک نامید. قوانینی که درهمه جای هستی معتبر است و از زمان ظهورش قبل از 15 بیلیون سال تغییر نکرده و نظامی دقیق به وجود آورده که اگر تنها 1میلی متر نظم آن به هم بخورد، همه چیز دچار اختلال می شود.

ما می دانیم انفجار ها فقط خرابی به باور می آورند و نظام اولیه را مختل می کنند . حال اگر ببینیم که پس از انفجاری نظامی دقیق بر جای مانده، معنای آن این است که پشت آن دخالتی غیر معمول و فوق طبیعی وجود داشته،  دخالتی که تمام ذرات ماده ای پراکنده را تحت سیطره ای زیبا و در بین نظامی هماهنگ و متوازن جمع کرده است.

“فرد هویل” که سال ها نسبت به نظریه ی انفجار بزرگ ( بیگ بنگ) اعتراض کرد، نهایتا این موضع را پذیرفت و گفت: نظریه ی انفجار بزرگ می گوید که هستی در نتیجه ی انفجاری بزرگ شکل گرفته ، ولی ما میدانیم که هر انفجاری ماده را پراکنده می کند آن هم بدون هیچ نظمی، ولی بیگ بنگ عکس این را انجام داد، به شکلی که پر از راز است. یعنی این که ماده را با هم برای تشکیل کهکشان ها جمع کرد.

 و شکی نیست که اگر نظامی دقیق در نتیجه ی بیگ بنگ رخ داده باشد، پس باید دخالتی الهی در هر لحظه از لحظات این انفجار بزرگ موجود باشد. از طرف دیگر پیدایش زمین بسیار شگفت انگیز است؛ سیاره ای که مناسب زیستن است و غیر ممکن است که همه شرایط لازم برای قابل حیات بودن سیاره ی ما در نتیجه ی تصادفات پراکنده باشد.

فیزیک دان نظری پروفیسور “پاول دیویس” تحقیقاتی در زمینه ی سرعت پراکنده شدن هستی انجام داد و فهمید که این سرعت به اندازه ای دقیق است که عقل آن را باور نمی کند. او میگوید: محاسبات نشان می دهد که سرعت گسترده شدن هستی در سیری حرکت می کند که باورش سخت است، به نحوی که اگر گسترده شدن هستی ذره ای آهسته تر از سرعت فعلی آن بود، به سمت خرابی داخلی در نتیجه ی جاذبه می رفت و اگر این سرعت ذره ای بیشتر از سرعت فعلی آن بود، ماده ی هستی و خود هستی پراکنده می شد. و اگر سرعت انفجار از سرعت فعلی به اندازه ی “یک به روی ده به توان هیجده” (0.000000000000000001) متفاوت بود، این کافی بود تا توازن لازم مختل گردد. پس انفجار بزرگ انفجاری معمولی نیست بلکه کاری حساب شده از تمامی جهات و بسیار منظم است.

 

“استیفان هاوکینگ” فیزیک دان مشهور در کتاب تاریخ مختصر زمان می گوید: توازن های موجود در هستی بر اساس محاسباتی دقیق بنا شده و فراتر از آن است که ما توان درک آن را داشته باشیم. و در مورد سرعت گسترش هستی می گوید: سرعت گسترش هستی سرعتی بسیار باور نکردنی است، تا اندازه ای که اگر در ثانیه ی اول انفجار، این سرعت از “یک به روی ده به توان پانزده” (0.000000000000001) کمتر بود هستی به دور خود خراب می شد، قبل از این که به وضع امروزی اش برسد.

“پاول دیویس” توازن لازم این هستی را شرح می دهد و می گوید: بسیار سخت است که عقل مدرکی را انکار کند که بنیه ی این هستی را آفریده و مبتنی بر محاسبات بسیار حساس است. این ارقام بسیار دقیق که در اصل موازنات هستی وجود دارد دلیلی بسیار قوی بر وجود تصمیمی در ضمن هستی است.

در مورد این حقیقت دانشمند اختر شناس  “جورج گرین اشتاین” می نویسد: هر بار که در دلایل دقت کردیم همواره با همان حقیقت رو به رو شدیم که قدرتی دانا و فوق طبیعی در  پیدایش این هستی دخالت داشته است.

اگر ما در نظام دقیق هستی تأمل کنیم می بینیم که پیدایش هستی و توازن موجود  و عمل منظم آن خیلی پیچیده است، به نحوی که نمی توان با تصادفات توصیفش کرد.

بدین معنا که کاملا غیر ممکن است پیدایش تمام این نظام دقیق و توازن حساس آن در پشت انفجاری حیرت آور، در نتیجه ی تصادفاتی کورکورانه باشد.

و پیدایش این نظام بعد از انفجاری بزرگ غیر ممکن است مگر در نتیجه ی خلقتی با نیروی ماورای طبیعت.

این نظام دلالت بر وجود خالقی دارد که هستی را از نیستی آفرید و خلقتش را با تمام دقت نظم بخشید  و او الله، پروردگار جهانیان است.

نسبت مساحت دریاها با خشکیها 

امروز منطبق است . در زمان نزول قرآن کریم هنوز قاره ها کشف نشده بودند و تعیین نسبت دریاها به خشکی ها به هیچ وجه امکان پذیر نبوده است و همانطور که اطلاع دارید قاره آمریکا در قرن (5) کشف شده است . در آیات قرآن جمعا (13) بار از کلمه خشکی (بریابس) و (32) بار از کلمه دریا یاد شده است . یعنی نسبت دریا 45 / 32  و نسبت خشکی 45/13 است که اگر به درصد محاسبه شود دریا 71% وخشکی 29% محاسبه میشود که با محاسبات علمی امروز مطاقبت دارد . این درصدی که بشر امروزه با استفاده از تجهیزات پیشرفته کاپیوترهای مدرن و با استفاده از عکسهای فضاییبدست آورده همانطوری که مشاهده می کنید در لا به لای آیات قرآن مجید که (14) قرن پیش نازل شده است مندرج است.

 

انفجار عظیمی در فاصله درو از منظومه ی شمسی ما رخ داد که شرکت فضاپیمایی ناسا از این واقعه با تلسکوپهای قدرتمند عکس برداری کرد!
این اتفاق در سال ۱۹۹۹ /۲۰۰۰به حقیقت پیوست....در حالی که خدا ۱۴۰۰ سال پیش در مورد آن در سوره ی مبارکه ی الرحمن ذکر کرده بود!این عکس برداری ( ناسا NASA ) توسط تلسکوپ فضاپیماهایی (سحابه چشمان گربه) به انجام رسید که در مورد انفجار ستارگانی بود که بیش از ۳۰۰۰ سال نوری از زمین فاصله داشت.NASA نام این انفجار عظیم را ( انفجار گل رز سرخ)گذاشتند. جالب اینجا بود که این نام با نامی که خدا برای این انفجار سحابه ای انتخاب کرده بود یکی بود!این نام مطابق بود با نامی که خداوند در سوره ی الرحمن اشاره کرده بود!

معنی ۲ آیه از سوره ی الرحمن:سوره ی ۵۵

۳۶ کدامیک از شگفتی های پروردگارتان را می توانید انکار کنید؟
۳۷ هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند گل رز گلگون شود.
۳۸ کدامیک از شگفتی های پروردگارتان را می توانید انکار کنید؟

جداشدن آسمانها و زمین- تائید تئوری انفجار بزرگ (The Big Bang )

خدای متعال درقرآن کریم میفرماید:

 (21:30) أولم یر الذین کفروا أن السموت والأرض کانتا رتقا ففتقنهما وجعلنا من الماء کل شیء حی أفلا یؤمنون

[21:30] آیا کافران درک نمی کنند که آسمان و زمین در آغاز به صورت یک توده جامد بود و ما آن را منفجر ساختیم تا موجودیت پیدا کند؟ و هر چیز زنده ای را از آب به وجود آوردیم. آیا ایمان می آورند؟

[21:30]  Do the unbelievers not realize that the heaven and the earth used to be one solid mass that we exploded into existence? And from water we made all living things. Would they believe

در آیه فوق خدای متعال به انفجار اولیه ای که بااراده او باعث ایجاد اسمانها و زمین شد اشاره می فرماید. چگونه در زمانی که هیچگونه دانشی بجز خرافات درمورد نحوه بوجود آمدن کائنات وجود نداشت میتوان تصورنمود که بشری یکی از بزرگترین اکتشافات قرن بیستم رابرجهان آشکارسازد؟ نه هر گز. این آیه سخن یک انسان نبود که صفحه ای از قرآن عظیم را زینت داد.  قرآن بجز کلام آن دانای بی ابتدا و بی انتها نیست.

 

(3) از یک توده گازی شکل تا آسمانها و زمین  

در سوره ای که بنام دخان یعنی گاز نامیده شده است خدای متعال اشاره به مرحله ابتدائی پیدایش آسمانها و زمین کرده میفرماید:

(41:11) ثم استوى إلى السماء وهی دخان فقال لها وللأرض ائتیا طوعا أو کرها قالتا أتینا طائعین

[41:11]  سپس او به آسمان پرداخت، هنگامی که هنوز به صورت گاز بود و به آن و زمین گفت: "به وجود بیایید، خواسته یا ناخواسته." آنها گفتند: "ما با میل و رغبت می آییم".

[41:11] Then He turned to the sky, when it was still gas, and said to it, and to the earth, "Come into existence, willingly or unwillingly." They said, "We come willingly."

تصویر زیر ستاره ای جدید را در حال شکل گیری از گاز و غبار (نبولاNebula )،  از بقایای گازی که منشاء پیدایش کل جهان بوده است نشان می دهد.

 

 

Source: The Space Atlas, Heather and Henbest, p. 50.

 در عکس زیر سحاب لاگون (Lagoon Nebula) را می بینیم که ابری از گاز و غبار با قطری معادل 60 سال نوری است.

 

Source: Horizons, Exploring the Universe, Seeds, plate 9, from Association of Universities for Research in Astronomy, Inc.

 

همانطوری که در اشکال فوق نشانداده شده است علم امروزثابت کرده است که ستارگان آسمانی از انقباض تودههای عظیم گاز بوجود می آیند، پدیده ای که در قرآن بوضوح برآن در آیه فوق اشاره شده است.

همانطوری که علم نجوم ثابت کرده است و امروز بصورت یکی از بد یهیات حتی در مدارس ابتدایی هم تدریس میشود ماه و خورشید در مدارهای خاصی شناورند. چنیین دانشی هرگز در هزارو چهارصد سال پیش در بین جوامع بشری مطرح نبود.  اما در کتاب خدای تعالی در سوره یسین بصراحت بگردش ماه وخورشید در مدارهای تعیین شده اشاره شده است:

(36:40) لا الشمس ینبغی لها أن تدرک القمر ولا الیل سابق النهار وکل فی فلک یسبحون

[36:40] خورشید هرگز به ماه نمی رسد- شب و روز هرگز منحرف نمی شوند- هر یک از آنها در مدار خود شناور است.

 

 (6) ترتیب شب و روز 

پروردگار هستی در سوره مبارک الرحمن آیه 17 در قرآن مجید و در سوره زخرف آیه 38 اشاره به وجود دو مشرق و دو مغرب می کند:

 (55:17) رب المشرقین ورب المغربین

[55:17] پروردگار دو مشرق و دو مغرب.

 

(43:38) حتى إذا جاءنا قال یلیت بینی وبینک بعد المشرقین فبئس القرین

[43:38] هنگامی که او نزد ما بیاید، خواهد گفت: "آه، کاش میان من و تو به اندازه دو مشرق فاصله بود. چه همزاد بیچاره کننده ای"!

اشاره به و جود دو مشرق و دو مغرب در آیه های فوق نشانه آن است که، بر خلاف مفروضات آمیخه با خرافات زمان پیامبر اسلام، زمین مسطح نیست بلکه کروی شکل است. اگر این آیه را بهمراه آیه 30 سوره مبارک النازرات مطالعه کنیم کروی (تخم مرغی شکل) بودن زمین و ترتیب شب و روز(دو مشرق و دو مغرب) در نیمکرههای آن کاملا مشخص می گردد:

(79:30) والأرض بعد ذلک دحیها

[79:30] او زمین را تخم مرغی شکل ساخت.

(7)  گسترش جهان هستی  

فرضیه اثبات شده گسترش آسمانها یکی از یافته های مهم علمی در قرن بیستم بود که خدای متعال با صراحت آنرا در قرآن بیان فرموده است.

(51:47) والسماء بنینها بأیید وإنا لموسعون

[51:47]  ما آسمان را با دست های خود بنا کردیم و ما به توسعه آن ادامه خواهیم داد.

 

کوه ها در قرآن 

 

فقط بخش کوچکی ازحجم کوهها در سطح زمین قرار دارند وقابل رویت می باشند.  پایه ها و ریشه های کوهها گاه کیلومترها در اعماق زمین همانند میخهایی عظیم در داخل زمین فرورفته است.  این یافته علمی زمین شناسان که تا چند دهه پیش برای انسانها پوشیده بود در قرآن کریم بنحو مطلوبی بوضوح توسط خالق آسمانها و زمین بیان گردیده است:

(78:7) والجبال أوتادا

 [78:7] و کوه ها را همچون میخهایی (بناکرد)؟

 

همانطوری که درتصویرزیر دیده می شود، کوه ها ریشه های عمیقی دارند که همچون میخهایی در زمین فرو رفته اند.

 





نوع مطلب : نكات تربیتی و اخلاقی علوم، 
برچسب ها : معجزات علمی قرآن،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد تقویم

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت