تبلیغات
دانشنامه علوم تجربی - داستان بامبو و سرخس
 
دانشنامه علوم تجربی
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را
درباره وبلاگ


با عرض سلام
من محمود دره زرشكی دبیر علوم تجربی ناحیه 2 استان یزد هستم وبه شما خوش آمد می گویم . این وبلاگ جهت یادگیری آسان علوم دوره راهنمایی طراحی شده و شامل مطالب علمی و خلاصه درسها و نمونه سوالات مختلف می باشد. امیدوارم برای همه ی كاربران گرامی مفید واقع شود. منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده تان هستیم .

مدیر وبلاگ : محمود دره زرشكی
نظرسنجی
كیفیت مطالب و عملكرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می كنید ؟








شنبه 17 دی 1390 :: نویسنده : محمود دره زرشكی
روزی نوجوانی درگوشه ای از یك جنگل با خود خلوت كرده بود و داشت به آینده  فكر می كرد.
رو به خدا كرد و ازاو پرسید كه : خدایا آینده ی من چگونه است ؟ آیا میتوانم بر سختیهای زندگی غلبه كنم ؟
خداوند به اوگفت : آیا درخت سرخس و بامبو را در آنطرف جنگل می بینی ؟

                         
به ادامه داستان بروید. واز این داستان زیبا و آموزنده لذت ببرید.  
نوجوان پاسخ داد : بلی. 
خداوند فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس راآفریدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. طولی نكشید  كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمین را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع امید نكردم. در دومین سال سرخسها بیشتر ‏رشد كردند و زیبایی خیره كننده ای به زمین بخشیدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع امید نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمایان شد. در ‏مقایسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت ‏رسید. 5 سال طول كشیده بود تا ریشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند.. 
و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشتند را فراهم كنند. 
‏خداوند در ادامه به آن نوجوان فرمود: آیا می‏ دانی در تمامی این سالها كه تو درگیر مبارزه با ‏سختیها و مشكلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحكم می ‏ساختی. من در تمامی این مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.
‏هرگز خودت را با دیگران ‏مقایسه نكن. بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند اما هر دو به زیبایی جنگل كمك می كنند. ‏زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می ‏ كنی و پیشرفت خواهی كرد!
‏نوجوان پرسید : رشد و پیشرفت من چقدر خواهد بود؟
‏خداوند در پاسخ از وی پرسید: بامبو چقدر رشد می كند؟ 
جواب داد: هر ‏چقدر كه بتواند.  
پس ‏گفت: تو نیز باید در زندگی امید وار باشی و رشد كنی ، هر اندازه كه ‏بتوانی...




نوع مطلب : داستانها و حکایتهای پند آموز، 
برچسب ها : داستان سرخس و بامبو،
لینک های مرتبط :
شنبه 22 بهمن 1390 07:47 ب.ظ
داستان جالب و لذت بخشی بود . تشکر
پنجشنبه 22 دی 1390 07:11 ب.ظ
باسلام وخداقوت-وبلاگ بسیارعالی دارید.همیشه ازمطالب پربارتان استفاده می كنیم --برادركوچكت فرهادمهرافروز دبیرعلوم تجربی ناحیه 2 زاهدان
پنجشنبه 22 دی 1390 11:23 ق.ظ
سلام
جالب و آموزنده بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد تقویم

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت