تبلیغات
دانشنامه علوم تجربی - امید به زندگانی
 
دانشنامه علوم تجربی
درخت تو گر بار دانش بگیرد به زیر آوری چرخ نیلوفری را
درباره وبلاگ


با عرض سلام
من محمود دره زرشكی دبیر علوم تجربی ناحیه 2 استان یزد هستم وبه شما خوش آمد می گویم . این وبلاگ جهت یادگیری آسان علوم دوره راهنمایی طراحی شده و شامل مطالب علمی و خلاصه درسها و نمونه سوالات مختلف می باشد. امیدوارم برای همه ی كاربران گرامی مفید واقع شود. منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده تان هستیم .

مدیر وبلاگ : محمود دره زرشكی
نظرسنجی
كیفیت مطالب و عملكرد این وبلاگ را چگونه ارزیابی می كنید ؟








یکشنبه 26 تیر 1390 :: نویسنده : محمود دره زرشكی


 این داستان در مورد دختر كوچكی است كه در یك كلبه محقر دور از شهر در یك خانواده فقیر به دنیا آمده بود.  او نوزاد زودرس، ضعیف و شكننده ای بود. همه شك داشتند كه زنده بماند. وقتی 4 ساله شد، بیماری ذات الریه و مخملك را با هم گرفت. تركیب خطرناكی كه پای چپ او را از كار انداخت و فلج كرد. اما او خوش شانس بود.
   به ادامه مطلب بروید

چون مادری داشت كه او را تشویق و دلگرم می كرد. مادرش به او گفت: علی رغم مشكلی كه در پایت داری، با زندگیت هر كاری كه بخواهی می توانی بكنی، تنها چیزی كه احتیاج داری ایمان، مداومت در كار، جرات و یك روح سرسخت و مقاوم است. بدین ترتیب در 9 سالگی دختر كوچولو بست های آهنی پایش را كنار گذاشت و بر خلاف آنچه دكتر ها می گفتند كه هیچ گاه به طور طبیعی راه نمی رود، راه رفت و 4 سال طول كشید تا قدم های منظم و بلندی را برداشت و این یك معجزه بود.

او یك آرزوی باور نكردنی داشت، آرزو داشت بزرگ ترین دونده زن جهان شود، اما با پاهایی مثل پاهای او این آرزو چه معنایی می توانست داشته باشد؟ در 13 سالگی در یك مسابقه دو شركت كرد و در تمام مسابقات، آخرین نفر بود. همه به اصرار به او می گفتند كه این كار را كنار بگذارد، اما روزی فرا رسید كه او قهرمان مسابقه شد.
از آن زمان به بعد ویلما در هر مسابقه ای شركت كرد و برنده شد. در سال 1960 او به بازی های المپیك راه یافت، و آنجا در برابر اولین دونده زن دنیا، یك دختر آلمانی قرار گرفت و تا بحال كسی نتوانسته بود او را شكست دهد. اما ویلما پیروز شد و در دو 100 متر، 200 متر، و دو امدادی 400 متر، 3 مدال المپیك گرفت.
آن روز او اولین زنی بود كه توانست در یك دوره المپیك 3 مدال طلا كسب كند...
در حالی كه گفته بودند او هیچ وقت نمی تواند دوباره راه برود.....
 
نتیجه :
هرگز نباید از مشكلات كوچك و بزرگی كه سر راهمان است هراسی به دل راه دهیم . آری هركسی می تواند با توكل بر خدا و امید به آینده البته  همراه با تلاش و پشتكار، بر مشكلات خود پیروز شده و راه را برای زندگی بهتر هموار سازد .




نوع مطلب : داستانها و حکایتهای پند آموز، 
برچسب ها : امید به زندگانی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:33 ب.ظ
What's up, I check your blog like every
week. Your humoristic style is awesome, keep it up!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:12 ب.ظ
Excellent article. Keep writing such kind of information on your site.

Im really impressed by your blog.
Hello there, You have done an excellent job. I will definitely digg it and individually suggest to my friends.

I am confident they will be benefited from this website.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:48 ق.ظ
Asking questions are actually good thing
if you are not understanding something totally, but this post offers nice understanding yet.
یکشنبه 27 فروردین 1396 10:51 ب.ظ
There's definately a lot to know about this issue.
I really like all the points you made.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 03:44 ب.ظ
Heya i'm for the primary time here. I came
across this board and I to find It really
useful & it helped me out a lot. I'm hoping to present something again and
aid others like you aided me.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد تقویم

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت